بگفته ام که نگویم ولیک خواهم گفت
من از کجا و وفاهای عهدها زکجا؟

مولانا

 این بیت تقدیم به تمامی أن عزیزانی که به این وبلاک سر می‌زنند تا از قولهای بیشماری که بهشان داده ام خبری بگیرند اما دست خالی باز می‌گردند. با شرمندگی تمام.

/ 55 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ر.ر

درود بر شما بسيار عالي. خردنگهدارتان باد

تحصیلکرده افغانستان

مطالب دیگری تقدیم به شما و سایرین! کمک در زمینه اطلاعات و اسناد نیاز دارم تا بتوانم شفاف تر فاش کنم!

سلام عز یز! خسیس شدی این روزها چقدر کم می نویسی!! حیف آن قلم نیست.[گل][گل][گل]

رایحه بهاری

سلام به استاد عزیزم من هم وبلاگی دارم و شعر های جدید و نخوانده ای سر بزنید خوشحال می شم

کریمه ملزم

سلام وارادت خاص حضور محترم ابو طالب مظفری ابراز میدارم ! نوشته های با ارزش و وبا مفهوم عالی را که از مولانای بزرگ درج وبلاک تان نموده بودید عبور نموده مستفید شدم ممنون شما سبز و آفریده گار باشید .

کریمه ملزم

با درود و سلام های مجدد خدمت شما برادر عزیز .

فهیم رسا

استاد گرامی سلام! امیدوارم عافیت داشته باشید. از دیدن وبلاگ و نوشته هایی زیبای تان خوشم آمد. درپناه خداوند باشی

ضیاء محسنی

سلام آقای مظفری من همیشه از نوشته هایتان غرق در لذت می شوم. و امروز نیز روز نیک و مبارکی هست برای من که با شما و مولانا شروع کرده ام. موفق باشید. من در کابل هستم و خیلی به دنبال آن سروده شما که حکایت نا خلفی ما را بیان می کرد می گردم اما نیافتم. اگر آن را به آدرس من بفرستید بسیار ممنون خواهم این تنها برای خودم نیست چند نفر دیگر نیز از علاقه مندان شما آن را از من خواسته اند. راستی هیچ به خود و نوشته ها و اندیشه های خود اندیشیده اید ؟ نوشته هایی که آدم به یک دنیای دیگر می برد. به عالم حال. بی خودی از خود. آیا خدمتی از این برزگر می توان به انسانیت کرد. مبارکتان باشد و موفق باشید

اختر سهیل

سلام استاد حالتان خوب است ؟ من و بچه های زلف یار خوب هستیم خوش باشید

واشقانی

چشمت به سنگ هم بخورد شعر می شود... دوست فرهیخته ام ! با احترام و افتخار دعوتید به خوانش یک غزل عاشقانه در "آن روز ها"ی من... منتظر نگاه نکته سنجتان خواهم ماند...