ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱٠/۱٩  

تجليل به سبك افغاني

 

در حاشيه‌ي نوشته‌ي (خليلي كهن سراي نو انديش)

 

       

طبق معمول، جناب كاظمي در وبلاك شان مطلبي مي‌نگارند. ـ اين بار با عنوان «خليلي كهن‌ سراي نو انديش»ـ مطلب استاد هم طبق معمول مطالب باقي مخلوقات خدا كه انسان اند و خالي از سهو و نسيان نمي‌توانند باشند، يحتمل تهي‌گاه هاي دارد. طبق معمول، پيام گذاران چست و چالاك و بلاكي، كه از قضا تني چندي بيش نيستند، با نامهاي مستعار،سر مي‌رسند و ميمنه و ميسره سپاه را در يك چشم بهم زدن مي آرايند. طبق معمول، اين چند نفر چنان در كارشان خبره اند كه گويي آفريده شده اند تا كسي چيزي بنويسد و اينان از باب انجام وظيفه ايماني و ملي و يا از سر عادت بروند و نظر بدهند. طبق معمول كاري هم به اين ندارند كه موضوع اين مقاله اصلا مطابق طبع و باب دندان مبارك شان هست يا خير. طبق معمول اين چند نفر هموطن دو دسته مي‌شوند : دسته‌اي سخت مي‌كوبند آن مقاله را و از همه بدتر شخص بيچاره اي را كه قرار بوده مثلا تجليل شود و دسته اي ديگر شروع مي كنند به دفاع. در ميان اين نزاع كه ابتدا اندكي به موضوع مربوطه، مربوط است، طبق معمول سر وكله‌ي حرفهاي مشخص و از قبل تعين شده پيدا مي‌شود و پاي اقوام مظلوم وطن كه اين چند نفر مثلا نماينده گان تام الاختيار شان هستند، به ميان كشيده مي‌شود. طبق معمول يكي مي‌گويد به اين قوم تو هين شد و ديگري مي‌گويد به آن قوم. طبق معمول اين حالت ادامه دارد تا اينكه كار به فحش و دشنام مي رسد. چند تا فحش  طبق معمول و آشنا هم به يكديگر مي دهند و بعد مدتي هم براي هم شاخ و شانه مي كشند كه شناختمت و بين سرگ گيرت بياورم كارت تمام است. اين حالت طبق معمول ادامه دارد تا اين‌بار جناب جعفر عطايي يا حضرت ياسين رسولي، دست به ميوه‌ي ممنوعه قلم ببرد. طبق معمول با آمدن نو به بازار، كهنه مي‌شود دل آزار. اما چاره چيست آسيا به نوبت است. او بايد مدتي بنيشيند تا نوبتش برسد و تا آن وقت بايد نفسي براحتي بكشد و براي يك ميدان ديگر خود را آماده كند. و سر انجام  وقتي جناب كاظمي را مي‌بينم طبق معمول خوشحال است كه نوشته‌هايش در وبلاك، بيشترين خواننده را داشته است.

        حال از اين طبق معمول‌ها چه سودي متوجه ملت بيچاره است، خدا مي داند. چه سودي متوجه شخص تجليل شده است همه مي‌دانند. چه سودي متوجه آن چند نفر است باز خدا مي داند. چه سودي متوجه دوستان من عالي جنابان كاظمي. عطايي و رسولي و يحتمل كساني از اين دست است باز خدا مي داند.

        اما يك طبق معمول بزرگ ديگري هم مانده و آن اينكه: طبق معمول وبلاك باغچار هم مانند چاه ويل، فرياد هل‌من مزيدش بلند است. تا به اصطلاح بروز باشد. من هم كه طبق معمول اين روزها منزلم و مطلبي هم براي نوشتن ندارم ،دهانش را طبق معمول به  اين گونه نوشته ها مي بندم . والسلام نامه تمام.