ساعت ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱۱/۱٠  

آخر به لوح آيينة اعتبار ما

چيزي نوشتني‌است به خط غبار ما

ما و سراغ مطلب ديگر چه ممكن است

در چشم ما شكست ضعيفي غبار ما

نقش قدم ز خاك‌نشينان حيرت است

اميد نيست آيينة انتظار ما

اي بي‌خودي! بيا كه زماني ز خود رويم

جز ما دگر كه نامه رساند به يار ما

گفتم به دل: (( زمانه چه دارد به كام ما ))

خنديد و گفت: (( آنچه نيايد به كار ما ))

(بيدل)

خب اين روزها پرشين‌بلاگ سر ناسازگاري با استاد مظفري دارد و ظاهرا نمي‌تواند مطلبي در اين صفحه بگذارد.

اين چند بيت را فعلا از طرف من و استاد بپذيريد تا بعد ...

وحيد عباسي